محمد نعيم
8
شرح مثنوى ( فارسى )
روح ما از كنج خانهء بطون و خفا به مقتضاى « كنت كنزا مخفيا ؛ فأحببت أن اعرف » 4 بر عرصهء ظهور جلوهگر گرديده ، نرد عشق با كنيزك تن و پرستار بدن باخت . بعد از آن به مقتضاى إنّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ تن به سبب زرگر - كه عبارت از نفس زردوست است - رنجور و بيمار گشت . پادشاه از برخوردارى و كنيزك از پرستارى بازمانده ، رجوع به طبيبان آوردند كه آنها مدّعى محض بودند كه غير از دعوى از آنها هيچ نافزود و دريافتن مرض را حكيم الهى كه ناظر حقايق اشيا - كما هى - است و علاج كردن آن حكيم الهى به كشتن زرگر - كه عبارت از نفس است - به تأنّى و تدريج و خلاص دادن مريض را از تپش و تهريج بس تا كه نفس به علاج مرشد كامل كشته نمىشود ، علل مرض از تن و تفرقهء روح در حبّ آن تن بيرون نمىرود . ( مصرع : ) « 1 » روح را صحبتِ ناجنس عذابيست الِيم ظاهر شدن عجز حكيمان از معالجهء كنيزك بر پادشاه و روى آوردن پادشاه به درگاه خدا و خواب ديدن پادشاه پير غيبى را و يافتن طبيب الهى و حاصل شدن مراد [ 59 ] اى هميشه حاجتِ ما را پناه * بار ديگر ما / A 3 / غلط كرديم راه يعنى : اى خدا ! تو هميشه حاجت ما را پناه هستى ، باز به تو پناه مىخواهيم « 2 » . ما غلط كرديم راه را به رجوع آوردن به حكيمان يا به اظهار نمودن به زبان . [ 60 ] ليك گفتى : گرچه مىدانم سِرت * ليك هم پيدا « 3 » كُنَش بر ظاهرت « 4 » چون حق تعالى عالم السرّ و الخفيّات و هميشه دستگير و پناه جميع حاجات است ، پس
--> ( 1 ) . ش : مصراع . ( 2 ) . ش : مىخواهم . ( 3 ) . ش : ليك پيدا هم . ( 4 ) . س : ظهارت .